قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2589

تاريخ الفي ( فارسى )

سلطان بركيارق نمىكنم و به هر خدمتى كه مىفرمايد اقدام مىنمايم . سلطان بركيارق چون اين پيغام شنيد به واسطهء كثرت مخالفان و منازعان ، مثل تركان خاتون و پسرش محمود بن ملكشاه و عمّش تاج الدّوله تتش ، سكوت ورزيد و به جواب او التفات نفرموده به دفع برادرش محمود و عمّش تاج الدّوله ، چنانچه تفصيل آن سابقا قلمى گشت ، پرداخت . و ارسلان ارغون اين معنى را غنيمت دانسته دست تعدّى و ظلم در بلاد خراسان دراز نمود و عماد الملك أبو القاسم بن نظام الملك را به وزارت خود سرافراز كرد . در اين اثنا ، از قبل سلطان بركيارق امير بورىبرس « 1 » با لشكرى به دفع او نامزد شد . بعد از تلاقى فريقين ، ارسلان ارغون هزيمت يافته به بلخ رفت و امير بورىبرس در هرات قرار گرفت . از جانب ديگر ، جمعى از امراى سلطان بركيارق مرو را نيز از عمّال و نوّاب ارسلان ارغون انتزاع نموده به حوزهء تصرّف خود آوردند . ارسلان ارغون بر اين حال اطلاع يافته در بلخ سپاه بىشمار به هم رسانيده متوجّه مرو گشت و آن بلده را بعد از محاربهء دور و دراز جبرا و قهرا فتح نموده حصار آن شهر را خراب كرد . در خلال اين ، حال امير بورىبرس از هرات به عزم محاربهء ارسلان ارغون متوجّه آن صوب گشت . اين نوبت بعد از تلاقى فريقين و اشتعال نايرهء قتال ، امير بورىبرس به واسطهء نفاق بعضى امرا كه بركيارق همراه او كرده بود و ميل ايشان به جانب ارسلان ارغون بود ، طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد . و از آن جمله امير آخر « 2 » ملكشاه ، كه ميانهء او و ارسلان ارغون مودّت و محبّت قديمى بود . و نيز از آن جمله امراى عظيم الشأن امير مسعود بن تاجر ، كه در دولت سلجوقيّه خصوصا در ايّام سلطان ملكشاه در نظر كافهء خلايق اعتبارى و شأنى عظيم داشت و پدرش مقدّم لشكر داود سلجوقى بود ، در اين وقت با پسرش بىخبر به ديدن امير اخى ملكشاه رفت . و چون امير مسعود بر نفاق امير اخى ملكشاه اطلاع نداشت بىاستعداد به خيمهء او درآمد . امير اخى ملكشاه اين معنى را فوزى عظيم دانسته فى الحال او را با پسرش گرفته به قتل رسانيد . چون امير مسعود كشته شد ، سپاه از امير بورىبرس ، كه سالار لشكر بود ، متفرّق شدند و بندگان ايشان را با برادرش اسير نموده به ملازمت ارسلان ارغون رسانيدند . ارسلان ارغون مدّتى ايشان را در ترمد حبس نمود . آخر الأمر ، فرمود تا به زه كمان ايشان را هلاك ساختند . همچنين از اعيان خراسان جمعى كثير كه خوف مخالفت و فتنه از ايشان متوقّع بود به قتل رسانيد و قلاع اكثر بلاد خراسان مثل قلعهء سبزوار و مرو شاهجان و قلعهء سرخس و

--> ( 1 ) . م : امير بوزمرس ؛ ق ، ش : امير بوربوس . وى عموى بركيارق بود . ( 2 ) . متن : امير اخى ملكشاه .